الشيخ عباس القمي
244
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
روايت مىكند از او شيخ حسن بن شهيد ثانى و سيد حسن بن على بن شدّقم الحسينى المدنى و نجل جليلش شيخ بهائى و غير ايشان - رضوان الله عليهم اجمعين - . و شيخ حسين در زمان شاه طهماسب صفوى مدتى در قزوين و چندى در مشهد رضوى و چندى در هرات شيخ الاسلام بود . صاحب رياض العلماء فرموده كه ، چون در آن زمان اكثر اهل هرات عارى از معرفت و ولايت ائمه اثنى عشر عليهم السّلام بودند سلطان مزبور امر فرمود شيخ را كه در هرات اقامت نمايد و گمراهان آن ناحيه را ارشاد فرمايد و سه قريه از قراى آن بلده به جناب شيخ بخشيد و حاكم بلاد خراسان را امر فرمود كه در هر روز جمعه بعد از نماز ، سلطان محمد خدابنده ميرزا پسر پادشاه را در مسجد جامع كبير هرات در خدمت شيخ حاضر نمايد كه استماع حديث از جناب شيخ نمايد و اوامر و نواهى شيخ را انقياد نمايد به نحوى كه باعث شود كه احدى مخالفت شيخ ننمايد . شيخ قريب هشت سال بدين منوال در هرات توقف داشت و افادهء علوم دينيه و اجراى احكام شرعيه مىفرمود لهذا خلق بسيارى از هرات و نواحى آن به بركت انفاس قدسيهء او به شرف تشيع فايز شدند و آن ناحيه از لوث مخالفين پاك شد . پس جناب شيخ از هرات به قزوين سفر كرد و خدمت سلطان رسيد و از سلطان رخصت طلبيد كه با پسرش شيخ بهاء الدين به مكهء معظمه مشرف شوند . سلطان آن جناب را اذن داد و پسرش را اجازه نداد و گفت : بايد او بماند و مشغول تدريس علوم دينيه شود . پس شيخ حسين به مكه مشرف شد و بعد از اداى حج و فراغ از زيارت مدينهء متبركه از طريق بحرين رجوع كرد و در آن بلده رحل اقامت افكند « 1 » . در لؤلؤه مسطور است كه ، شيخ مزبور چون به مكهء معظمه مشرف شد قصد نمود كه بقيهء ايام حيات را در آنجا اقامت كرده باشد پس در عالم رؤيا ديد كه قيامت برپا شده و امر خداوند عالم تعلق گرفت به اينكه زمين بحرين و آنچه در آن است بالا برده شود به سوى بهشت ، پس چون اين خواب را ديد اختيار مجاورت بحرين و وفات در آنجا را نمود . پس از مكهء مشرفه به بحرين آمد و علماى آنجا از آمدنش مسرور شدند تا آنكه فرموده كه ، شيخ در بحرين چندان اقامت داشت كه تا در آنجا
--> ( 1 ) . رياض العلماء ، ج 2 ، ص 120 - 121